حالت‌های نفسانی

حالت‌های نفسانی در نظریه تحلیل رفتار متقابل

طبق نظریه تحلیل رفتار متقابل،شخصیت هر فرد از سه بخش کودک، بالغ و والد تشکیل شده است. در هر فردی یکی از این بخشها غالب است. مثلا فردی بیشتر در وجه والد گون و فرد دیگری بیشتر در وجه کودک یا بالغ قرار میگیرد و رفتار میکند. لذا بیشتر کارهای فرد از بخش غالب او سرچشمه می گیرد. تحلیل رفتار متقابل راهی است برای انکه ببینیم بین مردم و درون انها چه می گذرد. با این روش می توان روشن کرد که در لایه های زیرین ارتباطات جاری بین انسانها به واقع چه چیزی در حال رخ دادن است. اریک برن می گوید رفتارها، افکار، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخشهای مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد.

اریک برن “من” (ایگو Ego) را به سه حالت زیر تقسیم بندی کرده است: حالت من والد، حالت من بالغ و حالت من کودک.  برای هر یک از این حالات نفسانی ‘من’ صفات مثبتی را در شرایط خاص قائل است. هر یک از این حالات نفسانی احساسات، تفکرات و قضاوت‌های ارزشی خاص خود را دارا می‌باشد.

 کودک

به بخش کودک، عبارتهایی همچون ‘حالت نفسانی کودک’ و یا ‘حالت من کودک’ و یا ‘وجه کودک من’ نیز گفته می‌شود.

“کودک” رفتارها ، افکار و احساسهایی است که از دوران کودکی فراخوانده میشوند. نمونه بارز آن ترس یک کودک از امتحانات آخر سال یا هر موقع که دیر به مدرسه میرود. یا اگر کودک از نظر اطرافیان کار زشتی کرده باشد. در همه این موارد کودک به نوعی ممکن است سرزنش شود و ممکن است گریه کند یا قهر یا به نوعی احساس بی پناهی کند و این حالات و احساسات میتواند در بزرگسالی هم به همین ترتیب در مقاطع بالاتر زندگی اتفاق بیفتد. مثلا شخصی که در محیط کار یا دانشگاه ترس از نمره نیاوردن و یا اخراج شدن را دارد که این مربوط میشود به حالات و افکار و روحیات دوران کودکی و ترس از تنبیه شدن. پس زمانی که من حالات و رفتارم و احساساتم درست مانند کودکی ام شد من در حالت نفسانی کودک خود قرار میگیرم.

در تعاریف TA، کودک بعنوان منبع خلاقیت، بازآفرینی و منبع اساسی سرزندگی محسوب میشود. هیجانات، احساسات و تصوراتی که کودک دارد ممکن است توسط یک والد سختگیر و حتی توسط یک والد نوازشگر سرکوب شود که میتواند در دراز مدت بر شخصیت فرد اثرات نامطلوبی داشته باشد که خود ممکن است به بیماریهای روان تنی نیز منجر شود. این بخش از شخصیت چنانچه تحت نظارت بالغ قرار نگیرد میتواند دیدگاه غیر واقعی نسبت به زندگی داشته و براساس تکانه های احساسی و هیجانی رفتار کند.

در واقع “وجه کودک” بخش یا حالتی از شخصیت هست که شامل احساس ها، خواسته ها و افکار دوران کودکی ماست. این حالت در واقع خاطره دوران کودکی ماست که همیشه در ما وجود دارد و با ما زندگی می کند. همه “دلم میخواهد” ها- “دوست دارم” یا “دوست ندارم” ها- “می توانم” ها یا “نمی توانم” های افراطی در ان جای دارند. مثلا هر وقت به دوستتان می گویید:

(خیلی دلم میخواد یک لیوان بستنی بخورم حیف که نمیتوانم) ← شما در حالت “کودک” خود هستید.

حالت کودک نیز دارای ۲ بخش متفاوت است:

۱- کودک طبیعی

آن بخش از شخصیت که آزاد, خلاق, شاد و عاشق تفریح است وجنبه مثبت آن باعث می شود از زندگی لذت ببریم و با احساس های واقعی خود ارتباط برقرار کنیم, کودکی ماست قبل از این که تحت تعلیم وتربیت قرار بگیریم.مثلا :

(وقتی به طبیعت می روید و از دویدن روی چمن ها و یا خیس شدن زیر باران لذت می برید.)

شما در «کودک طبیعی مثبت»خود هستید.

اما جنبه منفی آن گاهی ما را به دردسر می اندازد. وقتی که دوست داریم بدون توجه به قواعد اجتماعی یا قانونی، کاری را فقط بخاطر این که دلمان می خواهد انجام دهیم. مثلا:

(وقتی در جایی که حداکثر سرعت ۱۱۰ کیلومتر است با سرعت ۱۵۰ کیلومتر رانندگی می کنید.)

شما در حالت «کودک طبیعی منفی»خود قرار دارید.

۲- کودک انطباق‌یافته

ان بخش از شخصیت که رفتار خود را تحت تاثیر تربیت والدین تغییر داده واصلاح کرده است. جنبه مثبت ان موجب می شود بتوانیم در جامعه مورد پذیرش وتایید قرار بگیریم، مثلا وقتی سر کار خیلی دلتان می خواهد یک چرت حسابی بزنید اما چون توی اداره جای چرت زدن نیست چای می‌خورید تا خواب از سرتان بپرد، شما در «کودک مطیع مثبت» خود هستید. اما گاهی وقت ها ما برای اینکه مورد پذیرش یا تایید دیگران قرار بگیریم اجازه می دهیم مورد تحقیر یا تمسخر انها واقع شده یا نادیده گرفته شویم. مثلا: وقتی با وجود این که خیلی دلتان می خواهد از همسرتان بخواهید که شما را در رفتن به نزد پزشک همراهی کند تنها می روید وچیزی به او نمی‌گویید چون یاد گرفته اید که باید خودتان همه کارها را انجام بدهید. شما در «کودک مطیع منفی»خود هستید. کودک انطباق یافته به انواع کودک مطیع، منزوی و پرخاشگر تقسیم میشود.

والد

به بخش والد، عبارتهایی همچون ‘حالت نفسانی والد’ و یا ‘حالت من والد’ و یا ‘وجه والد من’ نیز گفته میشود. والد آن بخش از شخصیت است که شامل اصول یاد گرفته شده ما در زندگی, و تجربه ها و توصیه های والدین یا سایر بزرگترهای زندگی مان است. همه “باید” ها- “نباید” ها- “درست و غلط” ها همه “چه جوری باید این کار را انجام داد” ها در آن جای دارند. مثلا هر وقت که به دوستتان می گویید: نباید چنین حرفی می زدی اصلا حرف خوبی نبود، شما در حالت “والد” خود هستید.

همه ما در دوران کودکی با بایدها و نبایدهای بی شماری روبرو بوده ایم. خیلی از قانونمندی های موجود در زندگی امروز ما برگرفته از احساسات و باورهای والدین ما، خانواده، اقوام و حتی جامعه میباشد، که به نوعی به زندگی ما جهت میدهند. و یا حتی میتوانند ما را از خیلی از موقعیتها و شرایط خوب و یا از مسایل خطرناک و مضر پیرامونمان دوری دهند. یک نمونه بارزش، والدینی که به کودک خویش گوشزد میکنند «اتاقت را مرتب کن» کودک در مواقعی هم که یک انسان بالغی شد ممکن است این جمله با همان لحن و همان صدا در ذهنش ظهور کند. نمونه بد ان هم مثلا شخصی ممکن است همیشه احساس شکست میکند و فکر میکند ناموفق هست زیرا همیشه این پیغام را در کودکی از والدین یا جانشین روانی انها دریافت میکرده که “تو نمیتوانی”.و اینکه مرتب به خود بگوید تو ناموفقی/ضعیفی یا فلان کار از دستت بر نمیاد و عین این جمله را در کودکی شنیده است. پس زمانی که من درست مانند والدین خود رفتار و فکر و احساس کنم من در حالت نفسانی والد خود قرار دارم.
پس والد مجمو عه ای از پیشداوریها، باورها و تعصبات میباشد. این بخش از شخصیت با دستورالعملهای زندگی و باید و نبایدهای ان سر و کار دارد. والد همه باید و نباید های زندگی و آن چیزهایی است که از والدین (بزرگترها) و جامعه به ما منتقل شده است و در اعماق وجود ما نقش بسته است و ما در مورد درست یا غلط بودن آنها معمولا فکر نمی کنیم و فقط آن را اجرا می نماییم . برای روشن شدن مفهوم والد مثال زیر را بررسی می کنیم.
روزی مردی به همسرش گفت : “تو چرا وقتی می خواهی ماهی را در ماهی تابه قرار دهی مقداری از سر و ته ماهی را می بری و آن را کوچک می کنی؟”
زن پاسخ داد : “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”
وقتی زن از مادرش هم پرسد او همین پاسخ را داد: “مادرم اینطور ماهی درست می کرد.”
بعدها که به روستای مادر بزرگ آن زن سفر کردند و از مادر برزرگ دلیل زدن سر و ته ماهی ها را پرسیدند او گفت که چون قدیم ها تابه ها کوچک بودند مجبور بودند که ماهی را کوچک تر کنند تا در ماهی تابه جا شوند.

حالت «والد» دارای ۲ بخش متفاوت است، والد حمایتگر و والد سرزنش‌گر

۱- والد حمایتگر

ان بخش از والد که جنبه مثبت آن، به انسان کمک می کند تا یاد بگیرد چگونه کارها را انجام دهد شامل عشق، حمایت و تشویق هایی است که در زندگی تجربه کرده ایم. مثلا وقتی به فرزندتان می گویید: مطمئن هستم که تو می توانی راه حل مناسبی برای این مشکل پیدا کنی، شما در «والد حمایتگرمثبت»خود هستید.اما جنبه منفی آن با حمایت های بیجا و بی مورد، والد حمایتگر باعث می شود ما احساس ناتوانی و ضعف کنیم و برای انجام امور مختلف به بزرگترهایمان وابسته باشیم. مثلا وقتی به فرزندتان می گویید: فکر نمی کنم بتونی حرفتو به معلمت بزنی بذار من باهاش صحبت کنم، شما در «والد حمایتگر منفی»خود هستید.

۲- والد سرزنشگر

آن بخش از والد که توصیه های جنبه مثبت آن برای حفظ سلامتی وتندرستی لازم است, چگونه باید مواظب خودمان باشیم که زنده بمانیم, مریض نشویم یا جایگاه اجتماعی خود را حفظ کنیم. مثلا وقتی به فرزندتان می گویید: قبل از غذا حتما باید دستهایت را بشویی. شما در «والد سرزنشگر مثبت» خود هستید. اما جنبه منفی آن با انتقادهای مداوم وبی پایان آرامش را از ما می گیرد. دائم درباره ما قضاوت می کند و به ما می گوید چه باید بکنیم، چگونه باید باشیم، چگونه باید فکر کنیم، حرف بزنیم و غیره. این بخش از والد هرگز از انتقاد، سرزنش و عیب جویی از ما دست برنمی دارد و در این کار کم نمی اورد. افراد متعصب و مستبد اغلب در والد سرزنشگر منفی خود هستند. وقتی به خودتان می گویید: تو حتی نمی تونی یک کار به این سادگی رو انجام بدی. شما در «والد سرزنشگر منفی» خود هستید.

بالغ

به بخش بالغ، عبارت‌هایی همچون ‘حالت نفسانی بالغ’ و یا ‘حالت من بالغ’ و یا ‘وجه بالغ من’ نیز گفته می‌شود.

این حالت نفسانی نه کودک است و نه والد. فقط قانونمندیهایی را در زمان حال ایجاد میکند و ما در این حالت به اقتضای زمان و مکان تصمیم میگیریم. مثلا شخصی در خیابان مشغول رانندگی است ناگهان راننده دیگری با سرعت جلوی او می پیچد، شخص با توجه به خلوتی خیابان سریع ترمز میکند یا از سرعت خود میکاهد در این حالت او در وضعیت بالغ خود قرار گرفته است. خوب پردازش کردن اطلاعات و برخورد مناسب و شایسته از حالات نفسانی بالغ سرچشمه میگیرد. تصمیماتی که منطقی و بر مبنای حقایق موجود میباشند نیز از حالات نفسانی بالغ نشات میگیرند. اظهار نظرهای منطقی و احساسات اخلاقی ، اهداف و واقعگرایی با این بخش از شخصیت ما سروکار دارند. به عبارتی “بالغ” بخش تحلیل گر وجود ماست که می تواند واقعیت های امروز را درک کرده و با شیوه های مناسب با آنها روبرو شود و بهترین پاسخ را به اکنون و اینجا بدهد. بطوری که کمترین خسارت و ضرر را برای خود، دیگران و محیط داشته باشد.

مثلا هر وقت به دوستتان می گویید: اگه موافقی فکر می کنم الان وقت مناسبیه که درباره مشکلی که دیروز پیش آمد با هم حرف بزنیم) ← شما در حالت “بالغ” خود هستید.

بالغ، در صورتی که به درستی عمل کند دارای ویزگیهای زیر است:

۱- بدنبال واقعیت است.

۲- احتمالات و امکانات را در نظر می گیرد.

۳- واقعیتها را از طریق ازمون بررسی می کند.

۴- می تواند اطلاعات متضاد ومتناقض را تحلیل کند.

۵- هدفمند عمل می کند.

۶- اطلاعات موجود را مورد بررسی دقیق قرار می دهد و راه حلهای مناسب راکشف می کند، در واقع می تواند بیاندیشد. کاری که از عهده والد و کودک برنمی اید.

۷- ویزگی مهم دیگر بالغ آن است که در اکنون و اینجا زندگی می کند.

اغلب ما توانایی اندیشیدن و استفاده درست از بالغ را نداریم و صرفا به افکار و عقاید قدیمی و بعضا نادرستی که از کودکی در ذهن مان جای گرفته عمل می کنیم. بالغ بودن نیاز به آموزش و تمرین دارد و خودبخود اتفاق نمی افتد. انسان هایی که بالغ رشد یافته ای دارند انسان های بزرگ و تاثیرگذاری هستند.

ایگوگرام

هر یک از حالات نفسانی شما (والد-بالغ-کودک) تا چه حد در شخصیت شما موثر و مهم هستند؟ جک دوسی (Jack Dusay) برای پاسخ به این سوال یک نمودار ارائه نموده است که به آن ایگوگرام یا نمودار حالات نفسانی میگویند.

برای مقیاس گذاری جک دوسی، ابتدا یک میله بلند برای حالت نفسانی غالب خود رسم کنید. مثلا اگر فکر میکنید که شما غالبا در حالت والد انتقادگر هستید، بلندترین میله را برای والد انتقادگر رسم نمایید. سپس کوتاهترین میله را برای حالتی که کمترین زمان در آن حالت قرار دارید، رسم کنید. مثلا اگر فکر میکنید به ندرت در حالت کودک تطبیق یافته قرار میگیرید، کوتاهترین میله را برای آن رسم کنید. سپس بقیه حالات خود را با میله هایی بین دو میله اولی، رسم کنید. روش مقیاس گذاری جک دوسی برای کسانی مفید است که آموزش های لازم در تحلیل رفتار متقابل دیده باشند و مهارت لازم برای تشخیص حالات نفسانی خود را کسب کرده باشند و برای کسانی که در این زمینه مبتدی و کم تجربه تر میباشند، این روش مقیاس گذاری مناسب نیست.

آزمونهایی وجود دارد که به کمک آنها میتوانید میزان عملکرد خود را در هر یک از حالات نفسانی مقیاس گذاری نمایید. که البته هیچ یک از این آزمونها کامل نیستند ولی بسیار کمک کننده هستند.

egogram

میزان ثابت انرژی روانی

جک دوسی فرضیه میزان ثابت انرژی روانی را ارائه داده است. انرژی روانی شما، یعنی جمع میزان عملکرد شما در سه حالت (والد-بالغ-کودک). ثابت بودن میزان انرژی روانی یعنی اگر شما انرژی روانی بیشتری را روی بالغ قرار دهید، در این صورت، سطح کودک یا والد (یا هر دو) شما پایین میآید و جابجایی در انرژی روانی به شکلی انجام میشود که میزان جمع هر پنج حالت نمودار ایگو گرام ثابت باقی بماند. به گفته جک دوسی، بهترین روش برای تغییر ایگو گرام این است که برنامه ای تنظیم کنیم تا آن بخش از حالت نفسانی را که مایلیم بیشتر داشته باشیم، پرورش و رشد دهیم. وقتی که چنین میکنیم، میزان انرژی بطور خودکار از قسمتهایی که میخواهیم بطور نسبی کمتر داشته باشیم، به بخش مورد نظر جابجا می‌شود. بطور مثال فرض کنید من با بررسی ایگوگرام خود، تصمیم میگیرم که میخواهم بیشتر در بخش «والد حمایتگر» باشم و کمتر در بخش «والد شماتتگر و مستبد» خود باشم. من تمریناتی را شروع میکنم که بیشتر رفتارهای «والد حمایتگر» داشته باشم. شاید در محل کار این تجربه را آغاز کنم که بجای دستور دادن به دیگران، آنها را راهنمایی کنم.

2 دیدگاه برای “حالت‌های نفسانی

  1. ali10988 گفته:

    سلام جناب دکتر
    پیرو این متن زیر محبت میفرمایید چند نمونه از این تست ها را نام ببرید
    متن :آزمونهایی وجود دارد که به کمک آنها میتوانید میزان عملکرد خود را در هر یک از حالات نفسانی مقیاس گذاری نمایید. که البته هیچ یک از این آزمونها کامل نیستند ولی بسیار کمک کننده هستند.
    ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.